آدمـ بودن عجب مقوله ي پيچيده ايست!

آري به گمانمـ بايد پيچيده باشد كه وقتي زندگي ميگ ميگ وار از كنارت رد مي شود ناگهان چشمانت را

باز ميكني و ميگويي هـــــــــــــــي " من" كجايي؟! و هيچ عكس العملي نميبيني جز صدايت كه با

فركانس ضعيف تري آزارت مي دهد ...

آري به گمانمـ بايد پيچيده باشد كه با ديدن دوست دوران بچگيت ذوق كه نميكني هيچ ناراحت همـ مي

شوي و افسوس ميخوري كه هــــــــــــــي "فلاني" كاش هيچ وقت بزرگ نميشدي!

آري به گمانمـ بايد پيچيده باشد وقتي كنار استخر مي ايستي و غرق شدن عده اي را ميبيني و تنها

كمكي كه از دستت كه برمي آيد اين است كه بگويي هـــــــــــي "رفيق"  حالا كه خودت اينطور

خواستي بگو ببينمـ به روح اعتقاد داري؟! (قطعا متوجه كنايه ي اين قسمت شده ايد!)

آري بايد مقوله ي پيچيده اي باشد اين آدميت ... متاسفانه عده اي از ما بدجـــــور اهل سادگي هستيمـ!

 

                                          


پ.ن۱: ميدونمـ یکمـ نامفهومـ شد.

پ.ن۲: دلمان يك اثر ميخواهد با طعمـ فرشچيان ...

 

من آخر همـ نفهمیدمـ چرا عده اي پاييز را نماد غمـ و چولوسكيدگي (خودمـ كشفش كردمـ!) مي دانند ...

فصل به اين زيبايي كجايش غمـ و اندوه است ... اصلا همين خش خش آهنگين برگ هاي خشك زيبا

نيست؟! مثلا يكي مثل من ِ خوش اقبال مجبور باشد ۶ صبح از خانه بزند بيرون و مثل امروز با كوچه اي

خيس و بوي گِل و آب به مشامش بخورد زيبا نيست؟! زيبا نيست دنبال كردن رد پاي قطرات باران؟!

و البته از همه ي اين توصيفات كه بپَريمـ (بگذريمـ) پاييز براي من از اين جهت اهميت دارد كه ديگر مجبور

نيستمـ براي رد شدن از پياده رو پايمـ را به گنجشك ها بزنمـ تا از جلوي راهمـ كنار بروند ... آخر ميداني

چيست گنجشك هاي شهر ما كلا اندكي خسته اند! هميشه در حال پياده روي هستند ... چند وقت 

پيش نزديك بود با ماشين يكيشان را زير بگيريمـ (يعني تا اين حد ! به دور از اغراق)!

و باز همـ كه از همه ي اين ها بگذريمـ احساس ميكنمـ اين فصل ادمـ ها بيشتر شسته مي شوند

يعني انگار آن جلد آدميتشان براق تر مي شود ... خدا پدر باران را بيامرزد!

 

                                             


پ.ن۱: خيلي وقت بود لذت آبنبات ليسي خوردن در ملا عامـ و مورد  تمسخر واقع شدن را تجربه نكرده بودمـ كه

امروز خوشبختانه اين فرصت طلايي پيش آمد ٬ مگر برای این چیز ها همـ سن تعریف میشود؟!

پ.ن۲: امروز جايي اين را خواندمـ بين خودمان بماند! :

ار خاك آمديمـ و به خاك باز ميگرديمـ ... مهمـ آن است كه لجن نشويمـ!